ثالث 1
سلام بهاری به همه دوستای عزیز وبلاگی، دوستان قدیم که افتخار آشنایی داشتیم و دوستانی که حداقل به اسم! جدیدن...
نوشتن تو فضای این وبلاگ حتی بعد این همه مدت، همچنان سخته... بعضی آدما فراموش شدنی نیستند. حتی اگه هیچ وقت ملاقاتشون نکرده باشی. داستان علی زنبوری و داداشی و ثالث هم کم و بیش همینه.
ثالث به صورت کاملا اتفاقی وارد این وبلاگ شد و قرار بود فقط نظرات وبلاگ رو از طرف مدیریت پاسخ بده (به خاطر طولانی بودن نظرات)
که این تصمیم با مخالفت ثالث رو به رو شد ...
علی : نظررا رو جواب بده از طرف من زیادن خسته میشم
من :
نمیشه که بنویسم من توعم 
علی : پس از طرف کی ؟
من : از طرف خودم
علی : خودت کی هستی؟
من : مینویسم ثالث 
و این بود که شخص ثالث متولد شد ....
ادامه دارد ...
توضیحات : یادتونه قدیم ترا اگه یه پست با یه اشتباه ثبت می شد دیگه فرصت برگشتی نبود؟
چون در همون لحظه حداقل 10 نفری پست غلط رو رویت کرده بودن و کاریش نمیشد کرد. ولی من الان خیالم از بابت دیده نشدن پست راحته و تا چند وقت فرصت ویرایش دارم.
دور شو