ویـــــــــــــزویــــــــــــز نوشتگار :

1. خودتون رو ببرید به 30 سال دیگه . من دو تا پسر دارم به نام های قباد حسین و نماد حسین که قباد 23 سالشه و نماد 28 سال . شما هم دخترهایی دارید دم بخت و تو خونه مونده . آیا دختراتونو میارید خواسگاری قباد و نماد من ؟!

2. آقا این چیه شماها میگید ؟ هر چی میشه میگید " تو حلق من !! | خجالتم نمی کشید . کاری نکنید تحریمتون کنه جون همه ها !!

3. دو تا نویسنده استخدام کردم که جور منو بکشند و نظرا بی جواب نمونه حداقل . نگو اونا خودشون از من بدترند . واقعاً من شرمسارم بابت کامنتا !

4. آقا این حراسته بود ، نه به اون موقع که نمی ذاشت بریم ، نه به حالا که مارو میبینه میگه مسافرکشی میکنی تو دانشگاه ؟ نمیدونه که من همون مرد آسمانی هستم به قول صاحب اثر " خر بر سر " !!!

5. با کلی التماس و اینا ، بعد چند روز رفتم تو اتاق استاد . ( همون که خرس انداخته بود دنبالش ) چند تا سوال پرسیدم . بنده خدا موند توشون . بعد چند تا جواب داد که من نفهمیدم . گفتم حتماً من مخم نم کشیده ! سری به نشونه ی تأیید و تفهیم نشون دادم و اومدم . بعد با کلی پرس و جو راهنمایی از بچه ها حل شدند . دیدم استاد به معنای واقعی کلمه اون درسی رو هم که میده حفظ میکنه میاد میده !!

8. یه کتاب حل تمرین دارم ، تا حالا از توش 1000 تا غلط درآوردم . حیف که این نویسندش آدرس نداره ، وگرنه مرقومه ای می نوشتم و نصیحتش می کردم !

هرچند. به این نتیجه رسیدید که من جون همتون هستم یا نه ؟!؟!؟

 

با این کیفیتش !! خجالتم نمیکشه !!

کدوم جون همست ؟!